به سایت سارا شعر خوش آمدید 

 

چهره های آشنای بعد از فروغ


 
نازنین نظام شهیدی

وی در سال1333 در شهر تهران تولد یافت . او تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات عرب تا مقطع فوق لیسانس ادامه داد و از دانشگاه تهران مدرک گرفت. " ماه را دوباره روشن کن " اولین مجموعه شعر نازنین نظام شهیدی است که در سال 1369 توسط انتشارات شیوا به چاپ رسید و با اقبال و استقبال مخاطبان و منتقدان روبرو شد.وی در تدارک چاپ مجموعه شعر تازه ای بود که  مرگ نا به هنگام او در 29 دیماه 1383اجازه چاپ این اثر را نداد.وی همچنین در زمان حیات خود ترجمه هایی از را در مجلات آلمان به چاپ رسید. از دیگر آثار ارزشمند او به دو اثر زیر می توان اشاره کرد:

برسه شنبه برف می بارد     1372- نیکا

من معاصر بادها هستم        1377- نیکا

 


 

چند شعر از نازنین نظام شهیدی

بر سه شنبه برف می بارد


برف پاکن ها
دست تکان می دهند.
بر سه شنبه برف می بارد.
دست تکان می دهیم:
- " خداحافظ... "

برف پاکن ها
از روی تو
برف سه شنبه را
می روبند

من دست تکان می دهم
نقش تو را پاک می کنم
- " خداحافظ... "

بر جاده خالی برف می بارد
و برف پاک کنی
دیوانه وار
به این سو و آن سوی جدار گلو
می کوبد.

در گلویم بر نام تو برف می بارد...

 بازی
دمی دیگر
از رویا
باز می مانیم

چنانکه باز می ماند
از بازی
کودک تنهایی
که بادکنک ارغوانیش
یکدفعه می ترکد
و آوار هوایی پاره پاره
در گلو ناگاه...

دمی دیگر
رویا در خانه ی شنی
ته می نشیند

قلعه هایی بی سوار
باروهایی بی عبور خاتونان...

دمی دیگر امّا
عشق را به من بدهید
تا به دیواره های جهان
خطّی
در امتداد خود بکشم

آنجا که باز ماند
من باز مانده ام...

دوستمان که ...
دوستمان که نمی دارند
دریچه های ویرانیم

شاید ترکی گنگ بر دریچه ی متروکیم
یا باز همان چراغ خاموشیم
در آینه ای کهنه می تابیم
به خیابان بی انتها و خاکستری عصر،
می نگریم
بی تجسّد آشنای هوایی
تا هوایی مان کند.

دوستمانم که نمی دارند،
آیینه های ویرانیم.

مراسم
ختم انجام شده بود
و می شد رنگ های سیاه را برچید.
پس شب را از پشت شیشه ها برداشت
تازد تا در گنجه ی رخت های کهنه بگذارد.

آن سو، اما مرگ
سیاهی گربه ای را داشت
که میان پنجره ی روشن نشسته بود
و زردی روز را بر پنجه می لیسید

ماه را دوباره روشن كن
ترانه ي تاريك

پس باد
ترانه ي تاريك زمين بود
كه بر گوش زمين شني
مي خواند .
و برخاك زرد
خط مي نوشت
تا بياد بماند
آنچه ويران كرد .
و باد بود
دست تاريكي
كه ابر روشن را
بهم مي ريخت
مباد ببارد
پاك شود
دستنوشته ي شومش.
و باد بود
به جستجوي كوچه ي ويران
كه بيهوا
تك سو چراغ پشت پنجره را
مي كشت .

اژدهاي سياه

نه صدايي ،نه روشنا
خانه خاموش است .
وقتي سيم و شماره گير
اژدهاي سياهي است.
گوشي تلفن خفته
گردونه هاي زنگ فراموش
زنگي كه معني دميدن روز است
و امواج عشق را در مدار حيات
تا انتهاي زمان
پيش مي برد .

خانه خاموش است
اژدهاي سياه
روي روز خوابيده است.

بر سه شنبه برف مي بارد

قرن مفرغ

تا دست هاي مرا رها كرديد
در كوچه گم شدم

و تا باز بگردم
از من
جز چند ذره نامرئي
و چند تراشيدگي حرف
هيچ در هواي كوچه نمي چرخد

دوستمان كه ?

دوستمان كه نمي دارند
دريچه هاي ويرانيم
شايد تركي گنگ بر دريچه ي متروكيم
يا باز همان چراغ خاموشيم
در آينه اي كهنه مي تابيم
به خيابان بي انتها و خاكستري عصر
مي نگريم
بي تجسد آشناي هوايي
تا هوايي مان كند .

دوستمان كه نمي دارند
آيينه هاي ويرانيم.

صبح

با لبخند ابري اش
صبح مي آيد
بر شيشه مي ايستد
مثل كودك گيجي
سرك مي كشد
اينك من اتاقي مه گرفته ام
كه اشيا ساده ام يك دم
توري سپيد مي پوشند
و ياد مي گيرند
ترك هاي خود را
به مرهمي بپوشانند

سر از دامان ابري شهر
برگرفته است
زني كه آن سو ميان ملافه ها
پلك باران گرفته اش را
باز مي كند
با لبخند ابريش
يكدم
صبح گيج را مي نگرد :،

جهان آشناست
و همچنان آفتابي نيست.

اما من معاصر بادها هستم

3

چرا شما نمي گوييد
در فصل بعدي داستان
من كجاي اين خانه ايستاده ام
و بروز ماه بر انگشت من
چه ساعتي خواهد بود ؟
من كه از ايفاي روشني ،شكايت نكرده ام
فقط آيينه را گم كرده ام
و ساعتي را كه وقوع اين خانه ي تاريك است .

9
همه چيز
احتمال وسيعش را از دست مي دهد حالا كه نيستيد
و احتمال رنگ سپيد ،كم رنگ است
يعني ظهور اين آفتاب ،قطعي نيست
و خانه بر كلمات شما نمي چرخد.

11
بياييد بادها را ترجمه كنيد
باران ها را
و اين سكوت وسيع را در من
حالا كه اين قدر بيهوده ام با دست هايم ،خانه ام ،خيابانم
براي سامان تمام آن كلمات باز بياييد

باز بياييد با كلماتي به طالع نو
زير نوري كه از شكافي نامرئي در كيهان مي تابد
تا من گزارشم را از ظهور شما و اين جهان كبود
يك جا تمام كنم .

23

بگذاريد تنها من گريه كنم.
براي پايان اين خيابان
سوگواري من كافي است.
شما لبخند بزنيد
دست سايه كنيد
و از عبور تابستان
بر پيكره ي اتوبوس ها شاد بمانيد

 


 
 

http://www.sarapoem.com ............... نظرات شما  ............ E.mail: m_h_bahramian@yahoo.com