با کلیک بر روی این قسمت، به خانه سارا شعر بروید about me

به سایت سارا شعر خوش آمدید

ادبیات كهن

.
 

 

آنه ماری شیمل،

 كتاب " زربفت دو رنگ"

و

تصویر پردازی در شعر و ادب فارسی

 

خانم آنه ماری شیمل که سال ها استاد و صاحب کرسی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های گوناگون بوده است، کتاب های متعددی در زمینه ی ادب فارسی نگاشته است که یکی از آن ها کتاب "زربفت دو رنگ" او است. این کتاب درباره ی تصویر پردازی در شعر و ادب فارسی است.

حانم شیمل در این کتاب دانش وسیع خود را در شعر و ادب فارسی با ظرافت زنانه، لطافت طبع، نازک اندیشی و تیزبینی در هم آمیخته و کتابی فراهم آورده که هر پژوهشگر و دانش جوی شعر و ادب پارسی باید آن را در دسترس داشته باشد.

آشنایی خانم شیمل با شعر فارسی، در جوانی و با آشنایی با مولانا جلال الدین رومی و علاقه مندی به شعرهای او آغاز می شود. علاقه و توجهی که در درازنای زندگی پر بارش نه تنها از باد و باران زمانه گزندی نمی یابد، بلکه استوارتر هم می گردد.

در کتاب "زربفت دو رنگ" توجه خانم آنه ماری شیمل در حقیقت همچو دیگر ناقدان اروپایی شعر فارسی، معطوف به مجموعه ی امکانات بیان هنری است که در شعر فارسی مطرح است و زمینه ی اصلی آن را انواع تشبیه ها، استعاره ها، اسناد مجازی، رمز و گونه های مختلف تصویرها (نگاره های) ذهنی تشکیل می دهد. خانم شیمل در این کتاب، شعر فارسی را به بلور، فرش، کاشی و موسیقی تشیبه می کند. وی در تشبیه شعر فارسی به بلور چنین می گوید: "هز بیتی باید که نور را با رنگ های مختلف بنمایاند تا در نتیجه بتواند نمایانگر بازی دایم میان واقعیت و ورای واقعیت، حسیات و ورای حسیات، دنیای خاکی و کرات فضایی دیگر باشد. در تشبیه شعر فارسی به فرش می گوید: "غزل با تصویرپردازی های بی شمارش که فقط با قافیه به هم پیوند یافته اند یادآور قالیچه های بسیار ظریف ایرانی است با طرح باغ که باید تصویرها، گل ها و سایر تزییناتش در مقابل زمینه ای وسیع تر نظر انداخت. گر چه هر یک از آن ها با معنی است، ولی کل زیبایی آن هنوز بیش تر از تک تک اجزای آن است.

شیمل همچنین شعر فارسی را به کاشی های رنگارنگ مسجد های ایرانی تشبیه می کند و می گوید همان گونه که کاشی ها در هر ساعت از روز دگرگون می نمایند و اغلب در برگه های کوچک آب منعکس می شوند که باز هم انعکاس رنگشان در آب متفاوت از زنگ آن ها در بیرون از آب است، به همان سان خواننده باید که به شعرها، هم در حالت های روحی گوناگون و زمان های گوناگون از زندگی نظر اندازد تا شاید بتواند منظور نهفته ی آن را دریابد.

او همچنین می گوید که می توان غزل را برای خوانندگان غربی به "موسیقی مجلسی" تشبیه کرد. موضوع ها در شکل های گوناگون خودنمایی می کنند، در حالی که ریتم و صدا عناصر اصلی هستند. خانم شیمل می گوید برای او شعر حافظ همان زیبایی نافذ و تکامل خوش آهنگی را داراست که موسیقی موتزارت و در مولانا جلال الدین رومی همان اهمیت و قدرت طلبی را احساس می کند که در بتهوون که موسیقی پر شورش در پایان به لذت و شوق معنوی راهبر می شود.

به باور خانم شیمل، تفاوت نمی کند که کسی شعر پارسی را چه گونه توصیف کند ، قالی، موسیقی، بلور، کاشی و  . . . این شعر جنبه ی ساختمانی و معماری ندارد و این ساختمان یا معماری شعر همان "موضوع" است که دکتر شفیعی کدکنی در کتاب "صور خیال در شعر پارسی" از آن به عنوان "محور عمودی" شعر یاد کرده است. در برابر "محور افقی" که به کار گرفتن واژه های زیبا، صنایع عروضی، تصویرپردازی های خیالی هوش ربا از ویژگی های آن است.

شیمل و شفیعی هر دو معتقدند که از بابت ساختمان و معماری یا به قول استاد شفیعی "محور عمودی"، شعر فارسی ضعیف است. شیمل خاطر نشان می کند که ادبیات کلاسیک اسلامی درامی به وجود نیاورده و ساختمان شعر حتا در حماسه دارای نشانه های دراماتیک نیست و چون بیش تر شعرهای فارسی از نظر تصویرپردازی خیالی و صنایع لفظی و بدیعی (محور افقی) غنی است ولی تم دراماتیک و موضوعی ندارد، در ترجمه لطف و ارزش خود را از دست می دهد و خسته کننده می شود.

استاد شیمل درباره ی علت نوشتن کتاب "زربفت دو رنگ" به این نکته اشاره می کند که برای درک شعر فارسی شخص باید کل سیستم نمادها و اشاره های آن را که پایه ی شعر فارسی است بداند. همچنین خواننده ی شعر فارسی باید از ریشه های فرهنگ اسلامی و تاریخ آن نیز آگاه باشد. شاعران پارسی زبان صاحب گنجینه ای از اشارات و کنایات هستند که به ندرت در درازنای زمان تغییر یافته است. وی یادرآور می شود که یک غربی اگر بخواهد شعر فارسی را به زبان مادری اش ترجمه کند، در می یابد که درک خیال پردازی های تصویری، اشاره های فراوان به قرآن و قهرمانان کلاسیک ادبیات و تاریخ ایران و اسلام تا چه اندازه دشوار است. خواننده ی متفکر غربی این شعر را که گاه از نظر معنا شامل عشق های بی حد و حصر، چاپلوسی، طنز و اغراق است، اگر نه پوچ و بی هوده، ولی عجیب و غریب می یابد. خانم شیمل امیدوار است که کتابش کنکی باشد و راه را برای این دسته از خوانندگان هموار کند.

برای روشن تر شدن این نکته به چند موضوع از موضوع هایی که خانم شیمل در این کتاب به آن ها می پردازد، اشاره می کنیم.

 شهرها

در باره ی معنی نمادین (سمبولیک) شهرها در شعر فارسی، خانم شیمل به عنوان نمونه از این شهرها نام می برد: بغداد، شیراز، سمزقند، بخارا، کشمیر، ختن، ختا، جوی مولیان، چین، یمن، مصر و دلیل اهمیت و نمادین بودن معنی برخی از آن ها را توضیح می دهد. به عنوان مثال درزباره ی مصر و یمن می گوید:

"زمانی که شاعران ایرانی درباره ی دنیای عرب سخن می گویند، چشم انداز های شعری آنان مصر و یمن است. "یمن" شهر "اویش قرنی" محل غروب ستاره ی سهیل، شهر ملکه ی سبا و مرکز عقیق است. مصر که پس از یمن، مهم ترین کشور در میان شاعران ایرانی است، اختصاص به موسا و یوسف دارد و چون موسا در مصر نمی ماند، مصر با یوسف هم نشین شده است.

- عزیز مصر به رغم براداران غیور / ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید

- بوسف گم گشته بازآید به کنعان عم محور / کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

(حافظ)

 سنگ ها

در باره ی سنگ ها، استاد شیمل می گوید که شاعران پارسی گوی حتا در افق هم برای بیان افکار خویش نشانه هایی یافته اند. آنان در حقیقت در همه ی طبیعت از سنگ گرفته تا اقیانوس، از گیاه تا ستاره، از شیر جنگل تا کوچک ترین حشره، به دنبال صورت های خیال گشته و از آن ها در شعرهای خود بهره گرفته اند. از آن جمله است سنگ های گران بها و نیمه گران بها مانند یاقوت بدخشان، زمرد مصری، عقیق یمنی و فیروزه ی ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی.

شاعران در این زمینه تشبیه هایی به کار برده اند که سده ها بدون هیچ تغییری پایدار مانده است مانند تشبیه لب معشوق به یاقوت و عقیق

- روزه دارم و افطارم از آن لعل لب است / یعنی افطار رطب در رمضان مستحب است

روز ماه رمضان زلف مَی افشان که فقیه / بخورد روزه خود را به گمانش که شب است

(مولوی)

- مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت / یاقوت بود نام لب لعل تو یا قوت؟

(عباس صبوحی)

شاعران قرون وسطا به "زمرد" علاقه ی بسیار داشتند، زیرا بر این گمان بودند که اثر شفابخش دارد و موجب گوری چشم مار و اژدها می شود. در شهرهای فارسی هر جا که "زمرد" آمده باید منظر شنیدن اثر شفابخش آن نیز بود.

اکنون که پر ز برگ زمرد شد از صبا / شاخی که بد چو هیکل افعی تهی ز بار

زان می کفد ز دیدن او دیده های شاخ / کز خاصیت کفد ز زمرد دو چشم مار     

(سنایی غزنوی)

گران بهاترین سنگ در شعر فارسی "یاقوت" است و مسلمانان معتقدند که اگر کسی یاقوت به دست کند از بلای طاعون، رعد و برق گرفتگی در امان می ماند و آرزوهایش برآورده می شود. در طب سنتی از مقدار بسیار کم یاقوت برای درمان افسردگی و به عنوان ماده ای آرامش بخش استفاده می شده است و این بهانه ی خوبی برای شاعران بود که بخواهند از یاقوت لب یار برای شاد کردن دل پر غم خویش مدد بگیرند.

- علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن / که این مفرح یاقوت در خزانه توست

(حافظ)

گیاهان

در فصل "باغی از شادی ها" ی این کتاب می خوانیم که قلمرو گیاهان حتا بیش تر از عرصه ی سنگ های گران بها منبع الهام شاعران پارسی زبان شده است. رابطه ی گل ها با بدن یا روی محبوب تشبیهی است که همواره در شکل های گو ناگون به کار رفته است. گل سرخ، گونه ی دلدار است؛ نرگس ، چشم مست یار و درخت سرو ، نمونه ی ناقصی از قامت بالای یار. مقایسه می تواند این گونه نیز صورت گیرد: دلدار باغ زیبایی است مرکب از گل سرخ ( گونه)؛ یاس (روی ، دندان ها) ؛ سنبل (طرّه ی یار)

- چشمت از ناز به حافظ نکند دیگر میل /  سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد  (حافظ)

- زبان سوسن او جمله گویا است / عیون نرگس او جمله بیناست ( شبستری)

- عقل و صبری که به چل سال دلم گرد آورد /  ترسم آن نرگس مستانه به یک جا ببرد (حافظ)

- با چنین زلف و رخش بادا نظر بازی حرام /  هرکه روی یا سمین و جعد سنبل بایدش (حافظ)

- دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او /  وان سُنبل ابروی او وان لعل شیرین ماجرا ( رومی)

پرندگان

نویسنده در این مبحث از همنشینی گل و بلبل در شعر پارسی سخن می راند و از قول گلدزیهر می نویسد که عشق میان گل و بلبل یکی از قدیم ترین و لطیف ترین مضمون های شعر پارسی است. کتاب هایی نظیر منطق الطّیر عطّار ؛ رسالة الطّیر غزّالی؛ تسبیح الطّیر سنایی همه از زبان پرندگان است. در بسیاری از فرهنگ ها ی کشورهای مختلف از قدیم ترین زمان ها روح به پرنده تشبیه شده است، چنان که هنوز هم گفته می شود که مرغ روحش از بدن پرواز کرد که کنایه از مرگ است.

- مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک /  چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم (حافظ)

- چه گونه طوف کنم در فضای عا لم قدس /  که در سراچۀ ترکیب تخته بند تنم (حافظ)

هُد هُد ، باز ، طوطی از محبوبترین پرندگان بین شعرای پارسی زبانند.

- ای هدهد صبا به سبا می فرستمت /  بنگر که از کجا به کجا می فرستمت (حافظ)

- هدهد رهبر چنین گفت آن زمان /  کانک عاشق شد نیندیشد ز جان (عطّار)

یکی از ویژ گی هایی که کتاب خانم شیمل را از کتاب های دیگر در این زمینه متمایز می سازد اینست که استاد شیمل مضمون ها و صور خیال شعری را در هر دو نوع ادبّیات ؛ صوفیانه و غیر صوفیانه بّررسی کرده و معمولن مضمون ها و نگاره ها (ایماژها) را تا نقطه ی آغازش دنبال می کند. مثال در مورد شعر صوفیانه را می توان در فصل ۱۰ کتاب او "جغرافیای شعر" جست و جو کرد، آن جا که می گوید: " در ادبیّات عرفانی مشرق زمین، "یمن" چنان که شیخ شهاب الّدین سُهروردی ، شیخ اشراق ، از آن سخن رانده است، سرزمین اشراق است. " به طور کلّی عارفان اسلامی "یمن" را محلّ اشراق می دانستند و در مقابل آن "مغرب" را در شمال آفریقا محلّ غروب روح گمان می بردند. از همین رو در نظر عارفان تقابلی میان "یمن" که محلّ اشراق تصوّر می شده و "مغرب" (به ویژه "قیروان" که سیاهی "قیر" نیز از آن به ذهن متبادر می شود) پدید آمده بوده است. بنا بر این شاید بتوان گفت که نظریّه ی جدید "خاور معنوی و باختر مادّی" بدون پیشینه نیست و ریشه ای کهن در عرفان و نظریّه های عارفان اسلامی داشته است.

آسمان ، باد، دریا - در رابطه ی گریه ی ابر و خنده ی معشوق و یا به طور کلّی نگاره ی آب، دریا و اقیانوس ، نویسنده ی کتاب از چه گونگی استفاده ی این نگاره چه از دید شاعران صوفی و چه غیر صوفی چنین می گوید: "سیل بنیان کن عشق یکی از نگاره های قوی است. امّا ایماژ دیگر یعنی بخاری که از اقیانوس بر می خیزد، در داخل ابر ها ساکن می شود و دوباره به صورت قطره ی باران به دریا برمی گردد از مضمون های بسیار مطلوب شاعران متّصوف است به ویژه این نکته که سرانجام قطره ی باران خویشتن خویش را در آب دریا از دست می دهد و با دریا یکی می شود، یعنی همان رجوع به اصل و اتّحاد با ذات یگانه، که در عرفان ایرانی از آن بسیار سخن رفته است از مضمون های بسیار مورد علاقه بوده است."

خوش نویسی و الفبا

نمونه ی دیگری از تعبیرها و تفسیرهای نگاره ها در شعرهای عرفانی و غیر عرفانی مربوط به هنر خوش نویسی است. هر حرفی از حروف الفبا نیز ارزشی عددی دارد که صوفیّه سیستم متبلور شده ی تعبیر و تفسیر عرفانی خود را هم به آن افزوده اند. به عنوان مثال خانم شیمل می گوید که الف- نخستین حرف الفبا- به خداوند مرتبط شده است. چرا که "الف" حرف اوّل کلمۀ "اللّه" است و با ارزش عددیش که "یک" باشد معرّف خدای یگانه است. شناختن " الف" همانا شناختن خداو ند است که با او محتوای همه ی کتاب های آسمانی آشکار می شود. به همین جهت است که گفته اند معنی چهار کتاب آسمانی در یک "الف" است.

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار /  چکنم حرف دگر یاد نداد استادم    (حافظ)

برای صوفیّه حرف "میم" متوجه ی "احمد" و تنها حرفی است که "احمد" را از "احد" جدا می کند و چون ارزش عددی "میم" ۴۰ است صوفیّه معتقدند که این میم نماد چهل مرحله ایست که آدمی را از حق جدا می کند. همچنین شاعران از بقیه ی حروف الفبا نیز برای تصویرپردازی بهره گیری کرده اند. به این شعرها توجّه کنید:

- خاک چهل صباح سرشتی به دست صنع  /  خود بر زبان صنع براندی ثنای خاک   (خاقانی)

- کز برای پخته گشتن کرد آدم را الاه  / در چهل صبح الاهی طینت پاکش خمیر   (سنایی غزنوی)

- دالِ زلف و الف قامت و میم دهنش  /  هر سه دامند که گیرند بسا همچو منی   (کمال خجندی)

البتّه نباید فراموش کرد که عدد چهل (۴۰) به معنی عد د صحیح و نمونه ی مقدار زیاد هم به کار رفته است.

چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت /  تدبیر ما به دست شراب دوساله بود   (حافظ)

در مورد انتخاب عنوان کتاب، خانم شیمل می گوید که خداوند بافنده ای عظیم و متبحّر است که برای خلقت، قبایی از نخی دو رنگ که شب و روز باشد بافته است. شاعرانی نظیر "گوته" ، "ویلیام بلیک" و رومی غالبن تغییرات زندگی را پارچه ای می بینند که به دست خداوند بافته می شود.

- هر شب سپهر پردۀ زربفت ساخته /  رویت به دست صبح به یک دم دریده باز   (عطّار)

- خورشید زرکش تافته زربفت عیسی بافته ...... زنّار زرّین یافته زر بر مسیحا ریخته   (عطّار)

- جامۀ عبّاسیان بر روی روز افکند شب /  بر گرفت از پشت شب زربفت رومی طیلسان   ( فرّخی )

- روی صحرا را بپوشد حلقۀ زربفت زرد /  چون ز شب گویی که تیره روی زی صحرا کند   (ناصر خسرو)

- زربفت روز را فلک از اطلس هوا /  خواهد بر این ممزّج و زرکش نثار کرد   (خاقانی)

- اطلس زربفت را در اختران پوشیده اند / کوه را پیراهن از اکسون* و خارا کرده اند   (عبید زاکانی)

در طبیعت هم فصل بهار بافنده ایست که لباس اطلس بر باغ ها می پوشاند و بدون استفاده از سوزن و قیچی، پارچه ای زربفت از گل سرخ با یقه ای از لاله بر تن باغ می کند.

استاد شیمل نیز با نوشتن کتاب "زربفت دو رنگ" همچون بهار بافنده، جامه ی زربفت دیگری بر قامت سرو بلند شعر و ادب پارسی دوخته است.

- - -

* دیبای سیاه. جامه ای سیاه و گران بها که بزرگان برای تفاخر پوشند (فرهنگ معین)

کتاب نامه :

A Two-Colored Brocade : The imagery of Persian poetry

Annemarie Schimmel. The University of North Carolina Press, 1992

۱- صور خیال در شعر پارسی : تحقیق انتقادی در تطوّر ایماژهای شعر پارسی و سیر نظریّۀ بلاغت در اسلام و ایران / تألیف دکتر محمّد رضا شفیعی کدکنی. تهران، ایران : انتشارات آگاه، ۱۳۷۵

۲- دیوان حافظ / به تصحیح دکتر پرویز ناتل خانلری. تهران، ایران : انتشارات خوارزمی، ۱۳٦۲

۳- دیوان ناصر خسرو قبادیانی / از روی نسخۀ حاج سید نصراللۀ تقوی، به کوشش مهدی سهیلی. تهران، ایران : انتشلرات امیر کبیر، ۲۵۳۵.

۴- دیوان منوچهری دامغانی / به کوشش دکتر محمّد دبیر سیاقی. تهران، ایران : انتشارات زوّار، ۱۳۵٦

۵- دیوان خاقانی شروانی / به تصحیح ، تحشیه و تعلیقات علی عبدالرّسولی . تهران، ایران : خیّام، ۲۵۳۷

٦- دیوان شیخ فرید الّدین عطّار نیشابوری / حواشی و تعلیقات از م. درویش با همکاری غلامرضا قیصری. تهران، ایران : انتشارات جاویدان ، ۲۵۳٦

۷- دیوان حکیم فرّخی سیستانی / به کوشش دکتر محمّد دبیر سیاقی. تهران، ایران : انتشارات زوّار، ۱۳۴۹

 

تهیه و تنظیم : مهوش شاهق

منبع : میراث ایران

 
 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ