بیست شعر برگزیده از شیدا محمدی در
این مجال تقدیم می گردد. برخی از این اشعار در ردیف تازه ترین سروده های ایشان
قرار دارد و برخی دیگر مربوط به سالیانی دور تر است. برخی از اشعار بی نام بوده
و ما سطر اول شعر را به عنوان نام برگزیده ایم.
مردان مهربان آن ایستگاه پرانتز دستانشان در گیومه از (اینجا )تا(آنجا( باز می شد و در لبخند گنگ رویا بسته. .... زن نیمه برهنه خط می كشید بر لب جوی و قرمز می شد(عروسی خوبان ( در اپیزود بعد مردان سیاهپوش سپیدی دلش را به خاك می سپردند.