به سایت سارا شعر خوش آمدید 

 

بیست شعر برگزیده از شیدا محمدی


 

 

 

برگزیده اشعار

 

بیست شعر برگزیده از شیدا محمدی در این مجال تقدیم می گردد. برخی از این اشعار در ردیف تازه ترین سروده های ایشان قرار دارد و برخی دیگر مربوط به سالیانی دور تر است. برخی از اشعار بی نام بوده و ما سطر اول شعر را به عنوان نام برگزیده ایم.

 

  1.  

    کیش و مات


  1.  

  2. "هتل کاسادلمار"

    یک فنجان قهوه ی تلخ

    به طعم این غروب

    عکس من می افتد در نگاهت

    ــ چه قهوه ای ماتی !

    دریا بالا می آید از سینه هایم

    و جزر و مد حرف های تو

    شورابه های دلم را می آشوبد

    موهایم سفیدک زده یا ؟

    ــ موهایت (هایلایت) سفید شده !

    در ترک صورتم  ــ خنده ای می شکند

    ــ (من پیر سال و ماه نیم ـــ یار بی وفاست) 

    دریا می شورد و

    شعرهایت را آب.....

    ***

    " یوزگات " !

    بیراهه ی تبعید و تردید

    تگرگ بر وحشت تیر ماه می زند

      صدای شیشه ای ات میشکند

    ــ تابستان و این بیداد ؟

    ــ "هتل یوزگات" نه ؟

    پوزخند در یونیفورم پلیس می رقصد

    ــ این بازداشتگاه قدیم پلیس بود

    حالا چه ؟

    ــ خوابگاه پناهندگان !

    باز می شود سلول  ـ

    تخت آهنی

    در گوش هایم زنگ می زند !

    ــ چه قهوه ای ماتی !

    کف سیمانی حصارک

    می پوشاند رویه ی خیالم را

    و پنجره

    در دست میله های آهنی

    باد بادک سرگردانی ست

    ــ چرا چشمانت آبگون است ؟

    در بسته می شود :

    محکم ــ پشت دردواره ی گوشم

    و اشک....

    اشک های مادرم ــ گره گره در مشتم

    مثل سربی می شود ــ که بر سینه ام می کوبم !

    ــ تلفن ــ اینترنت و تلویزیون

    مثل آب تهران قطع می شود

    و قرنطینه یعنی

    دو هفته ــ ورود و خروج ممنوع !

    عکس حرف او می افتد بر عکس من

    مرد خمیده

    به وسعت چمدان گریه می کند

    درها ی جهان بسته می شود

    و ما فرار می کنیم ــ از مثلث اتفاقی که نمی افتد

    *** 

    " سن دیگو" ....

    دریا مینوشد آفتاب را

    من شوری خنده هایت را

    ــ تا کودکی سینه هایت آمدم

    تا تو را فراموش کنم

    تنها تا شالیزارهای دستهایت بالا می روم

    ــ تنها سفر می کنی ؟

    ــ کرگدن ها همیشه تنها سفر می کنند

    ــ یادم را گم نکنی ؟!

    ــ روح جاده صادق است.

     

     

    سن دیگو....

    نخل های بلند

    می پیچد در خارسنگ و گهواره ی گم شده در پاییز

    مادر از بادیه فریاد می زند

    (سید خندان) بی تو ــ دیگر نمی خندد

    .

    .

    .

    پل معلق

    اتوبان 405

    باجا پای خورشید و تو

    کش می آید تا «اورنج کانتی"

    دریا بالا می زند از نام های خاطرم

    می خواهم این سنجاق آبی را

    بر پیشونی این موج بزنم.

    ــ حمید  قافیه ی سبز این نامه چیه؟

    ــ رها بر وزن فرار و ....

    خنده ترک می دهد

    شرم معصومانه ی گونه هایت را !

     

    *** 

     

    از یوزگات به آنکارا

    فرار می کنیم از مثلث این اتفاق

    استانبول ــ گرنیه ــ و اشک های نمی دانم چرا این همه زیاد

    و باز این دوچرخه می چرخد

    از لس آنجلس به لاس وگاس

    شاه پیک در گرو عشق بی بی

    کیش می شود شانس دوباره دیدن ات

    مات !

    مات می شوم روی این کلام

    " که روی حرف خودش ایستاده بود"

    کیش دایره می شود در دوچرخه

    در کودکی

    در شعر پر صلابت تو....

     

     

    سن دیگو....

    کلیسای مورمون

    جوزف اسمیت    می دمد در شیپور اسرافیل

    ــ لخت شوـ روی این سنگ

    می خواهم سینه هایت را بچسبانم به لمس بوسه ی وداع

    لذت فریاد می کشد در خواهش تن تو

    ــ بوی تن ات را دوست دارم

    ــ این گودی عمیق روی سبزه ها ، جایِ ....

    ــ بوی خیانت می دهی

    .

    .

    .

    لاهویا...

    هو......یا هو.....مدد....

    تند تند قلبم در بوسه ی تو می زند

    خم می شوی

    جهان خم می شود

    و سلام خم شده در....

    "اورنج کانتی"

       (دستانم بوی لیمو می دهد ...)

    بر می گردم

    بر می گردی از نیمه ی نا تمام من .

    و باز سر خط....

    هتل کاسادلمار.....

    ــ یک فنجان قهوه ی تلخ

    به طعم این غروب

    عکس من می افتد در نگاهت

    ــ چه قهوه ای ماتی !

                                                               آپریل  2005


 

فهرست دیگر اشعار:

 

دستانم بوی لیمو می دهند

پسرم کانگوروست

سایه ای در سطر ها گم

عکس فوری عشقبازی

روز کال

ابعاد سه گانه

عروسی و خاک

همه چیز آرام است

کلاغ ها پاییز را که خواندند

از افرا چند برگ مانده بود....

سیم خار دار سکوت

نقش دل

چشم کبود کرم

هراس ابریشم

شوهر من....

زالوها...

رز سیاه

بی عنوان...

عصر بخیر جمعه های مخدوش.....

 
 

http://www.sarapoem.com ............... نظرات  شما  ............ E.mail: m_h_bahramian@yahoo.com