-
شوهر من....
شوهر من
که
شوهر بام های جهان است
هر
شب با آسمان آن سوی پنجره ام همخوابه می شود
وصبح
بوی پیاز داغ و اسکادا
وهم اتاقم را منتشر می کند.
شوهر من
که از اسلام
چهار زن صیغه ایش را می داند
و
از یهود
پهلوی چپ مرد را
و از مسیح
بکارت عذرا را
برای همه زن های همسایه
و دوستان دوره دبستانم
وهمه همکاران اداره ام
تره خرد می کند
سفره می اندازد
و
از زیبایی نگاه و سینه هایشان سخن می گوید !
و
هر بار که ته مانده سفره را در سر من می تکاند
می
گوید
-
باید امسال بهار بچه بیاوری !