بیست شعر برگزیده از شیدا محمدی در
این مجال تقدیم می گردد. برخی از این اشعار در ردیف تازه ترین سروده های ایشان
قرار دارد و برخی دیگر مربوط به سالیانی دور تر است. برخی از اشعار بی نام بوده
و ما سطر اول شعر را به عنوان نام برگزیده ایم.
دختران قالی دار را علم کردند.
یک دانه قرمز، یک دانه کبود، شد " دل ".
دخترک به خنده، تیری از میانش رد کرد.
اشک از چشم " شانه " لبریز شد،
نقش ها را آب برد. آنچه بر جای ماند، تارهای بی پود بود و نمیکت های خالی.
دخترکان را " کار " برده بود.