آواز : سیاوش
بیدگانی (محمد رضا شجریان)
غزل آواز : حافظ
همنواز آواز : رضا
ورزنده
تکنوازان : حسن
کسایی ، امیر ناصر افتتاح
سایر اشعار : عطار
، فرصت شیرازی ، عراقی
گوینده : فیروزه
امیر معز
آواز : افشاری
قبلا توجه شما را به
چند نکته جلب می کنم :
1-
این
برنامه نخستین اجرای استاد شجریان در برنامه گلها به سال 1346
می باشد .
2-
شجریان
هنگام اجرای این اثر 26 سال سن داشته است .
3-
ایشان به
علت اعتقادات مذهبی پدرشان با نام مستعار سیاوس بیدگانی (بیدگانی نام
یکی از گوشه های آواز دشتی می باشد) تا سالها برنامه اجرا می کردند .
این بار نوبت گوینده
ارجمند خانم فیروزه امیر معز است که دو بیت آغازین همه برنامه های
برگ سبز از شاعر عارف عطار را بخواند :
چشم
بگشا که جلوه دلدار به تجلی است از در و دیوار
این
تماشا چو بنگری گویی لیس فی الدار غیره دیار

نی بسیار زیبای
کسایی در ادامه گوش نواز شما شنوندگان است و در میان آن نیز ، امیر معز
اشعاری بسیار عارفانه و پر شور از فرصت الدوله شیرازی را می خواند (این
اشعار توسط شادروان ظلی در آواز بیات اصفهان به زیبایی وصف ناپذیری -
که واقعا شنونده را به عرش می برد - اجرا شده است که حتما یک بار برای شما جهت
دانلود خواهم گذاشت ) .
دیدن روی تو و دادن
جان مطلب ماست پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و
ملامت شنویم بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست
شرب می با لب شیرین
تو ما راست حلال بی خبر زاهد از این ذوق که در مشرب ماست
نیست جز وصف رخ و
زلف تو ما را سخنی در همه سال و مه این قصه روز و شب ماست
در تو یک یا رب ما
را اثری نیست ولی قدسیان را به فلک غلغله از یارب ماست
خواستم تا که شوم
بسته فتراکش گفت: فرصت این بس که خاک سرت مرکب ماست
با آنکه کس ز آتش
عشقت چو ما نسوخت بر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت
جز آهنین دل تو که
دارد توان و تاب دیگر دلی نماند که بر حال ما نسوخت
این آتشی که در دل
من از هوای تست کی برگرفت شعله ؟ که مرغ هوا نسوخت
بر رند خرقه سوز
ملامت چرا کند زاهد کز آتشی همه عمرش قبا نسوخت
در نی نوای عشق چو
مطرب نمود ساز در حیرتم که نی ز چه از ین نوا نسوخت
بررسی آواز :

درآمد
ما سرخوشان مست دل
از دست داده ایم همراز عشق و همنفس جام باده ایم
بر ما بسی کمان
ملامت کشیده اند تا کار خود ز ابروی جانان گشوده ایم
عراق
پیر مغان ز توبه ما
گر ملول شد گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو می رود
مددی ای دلیل راه انصاف می دهیم کز ره فتاده ایم
رهاب
چون لاله می مبین و
قدح و در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
فرود
گفتی که حافظ
این همه رنگ و خیال چیست؟ نقش غلط مخوان که همان لوح ساده ایم
Download & listen
این آهنگ را از
اینجا بشنوید