آواز
: اکبر گلپایگانی
همنواز آواز : حسن کسایی
تکنواز : احمد عبادی
غزل
آواز : پژمان بختیاری
اشعار متن : عطار ، عاشق اصفهانی
،
آصفی اصفهانی ، فتحی اردستانی ، عراقی
گوینده : روشنک
دستگاه : شور ، دشتی
نخست روشنک ،
اشعار عراقی را طبق معمول برنامه های برگ سبز را در سرآغاز برنامه می خواند
:
چشم
بگشا که جلوه دلدار به تجلی است از در و دیوار
این
تماشا چو بنگری گویی لیس فی الدار غیره دیار
سه تار عبادی
همراه دکلمه اشعار روشنک در ادامه گوش
نواز می شود :
عاشق که چراغ آشنایی
افروخت در روی تو دید و دیده از عالم دوخت
می رفت و فسانه محبت
می خواند می مرد و به دیگران وفا می آموخت
بریخت درد می و
محتسب ز دیر گذشت ...؟... ولی به خیر گذشت
نهال قد تو را جلوه
گری نمی خواهم در آن دیار که روزی نسیم غیر گذشت
ما دست شوق با تو در
آغوش کرده ایم باز آ که از گذشته فراموش کرده ایم
از من نپرس حال دل
ما که یکنفس خود را به حیله پیش تو خاموش کرده ایم
ای ناصبوردل به خدا
می سپارمت وز کوی یار می روم و می گذارمت
از بس یه عهد دوستی
ات اعتماد نیست یار منی و آن کسان می شمارمت
سپس نی کسایی
همراه آواز گلپا می شود :
غزل
آواز :
درآمد
دشتی
ما هم شکسته خاطر و
دیوانه بوده ایم ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم
ما نیز چون نسیم سحر
در حریم باد روزی ندیم بلبل و پروانه بوده ایم
عشاق
ما هم به روزگار
جوانی ز شور عشق عبرت فزای مردم فرزانه بوده ایم
چهارمضراب عشاق توسط کسایی
قرچه
بر کام خشک ما به
حقارت نظر مکن ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم
رضوی
(مصرع اول) ، چهارمضراب کسایی
(تکرار) فرود به دشتی
ای عاقلان به لذت
دیوانگی قسم ما نیز دلشکسته و دیوانه بوده ایم
سارنگ
(اشاره به بیات ترک)
، ورود به دشتی ، فرود به شور
ما هم شکسته خاطر و
دیوانه بوده ایم ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم
زیبد که ز درگاهت نومید نگردد باز آنکس که به امیدی بر خاک درت افتد
این
هم برگ سبزی بود تحفه درویش
علی
نگهدارتون