به سایت سارا شعر خوش آمدید 

 

آشنایی با جریانات اجتماعی و فلسفی معاصر

.
 

موضوعات و مباحث فمینیسم-1


مترجم – پویا
www.pouyashome.com

متن زیر ترجمه ی بخش موضوعات فمینیسم از دائره المعارف فلسفی دانشگاه استنفورد در ایالات متحده ی آمریکاست که با کسب اجازه از بخش انتشارات این دانشگاه در سایت زنان ایران در دسترس علاقمندان به مباحث فمینیستی گذاشته می شود. امید است که این ترجمه به اندازه کافی دقیق و قابل فهم بوده باشد ولی مترجم این نوشته تمام نظرها و انتقادها را بویژه در مورد انتخاب معادل های فارسی برای واژها ها و اصطلاحات تخصصی، با جان و دل پذیراست، چرا که هدف، در اختیار گذاشتن متنی است که هم چارچوب های علمی را رعایت کرده باشد و هم درک آن حتی الامکان برای گروه گسترده تری از خوانندگان آسان باشد.
با امید به این که خواننده ی این نوشته به تحقیق و تفکر بیشتر در موضوع فمینیسم ترغیب شود و با امید به ادامه ی کار.

موضوعات (1) و مباحث فمینیسم

فمیینسم، هم یک تعهد(2) روشنفکرانه و هم یک جنبش سیاسی است که خواستار احقاق حقوق زنان و پایان دادن به جنس گرایی (3) در تمام اشکال آن است. با این همه، انواع مختلف فمینیسم وجود دارد. اختلاف نظر فمینستها شامل مواردی مانند اینکه جنس گرایی چه اَشکالی دارد، اینکه دقیقا چه کاری باید درباره ی این جنس گرایی انجام داد، اینکه زن یا مرد بودن چه معنایی دارد و اینکه جنسیت چه مضمون اجتماعی و سیاسی دارد یا بهتر است داشته باشد، می شوند. با وجود این، انگیزه ی جستجو برای عدالت اجتماعی موجب می شود تا تحقیق فمینیستی منظرهای تازه و گسترده ای درباره پدیده های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عرضه کند. مباحث مهم تئوریک و سیاسی فمینیستی موارد زیر را شامل می شوند:
جسم، طبقه و کار، معلولیت، خانواده، جهانی شدن، حقوق بشر، فرهنگ عمومی، نژاد و نژادپرستی، تولیدمثل، دانش و علم، مفهوم "خود"(4)، کار جنسی و امور جنسی (5). بحث بیشتر درمورد این مباحث در ورودی های فرعی موضوع فمینیسم در این دائره المعارف گنجانده شده است.

1 – مقدمه
2 – فمینسم چیست؟
2.1 – عقاید فمینیستی و جنبشهای فمینیستی
2.2 – اجزای ترکیبی هنجاری و توصیفی (6)
2.3 – فمینیسم وگوناگونی (7) زنان
2.4 – فمینیسم و مبارزه با جنس گرایی
3 – موضوعات و مباحث فمینیسم: نظری اجمالی به ورودی های فرعی دائره المعارف

کتابنامه

دیگر منابع اینترنتی


1 – مقدمه

فمینیسم موضوعات فلسفی بسیاری را مطرح می کند که نه تنها شامل ادعاهای (8) مشخص اخلاقی و سیاسی است، بلکه همچنین شامل طرح سوالها و پاسخ به آنها، دیالوگ های سازنده و انتقادی نسبت به دیدگاه ها و روشهای جریانهای غالب فلسفی و طرح مباحث جدید هم می شود.
فلاسفه ی فمینیست در تمام عرصه های اصلی فلسفه مانند فلسفه ی تحلیلی، فلسفه ی عملگرای آمریکایی، و ... فعالیت می کنند. ورودی های این دائره المعارف که در زیر سرفصل "فمینیسم و رویکردهای آن" قرار گرفته اند درباره ی تاثیر این جریانهای سنتی فلسفی بر تحقیقات علمی فمینیستی بحث می کنند و امکان و کیفیت کارهایی را که موجب رابطه ی این دو جریان فلسفی می شوند بررسی می کنند. سهم و نقشی که فمینیسم در جریانهای غالب بحث فلسفی دارد در بخش ورودی با عنوان "نقش فمینیسم" پوشش داده شده است. ورودی هایی که در فصل "مباحث فمینیسم" آمده اند در رابطه با موضوعاتی هستند که بصورت جنس گرایی، نقد شیوه عمل اجتماعی و فرهنگی بر اساس جنس گرایی و توسعه ی دیدگاههای مربوط به یک جهان عادلانه صورتبندی می شوند. بصورت خلاصه، اینها مباحث فلسفی هستند که در درون فمینسم مطرح می شوند.

با اینکه رویکردهای متفاوت و گاه مغایر باهم در رابطه با فمینیسم وجود دارند، این سوال آموزنده ای است که اصلا فمینیست بعنوان یک گروه اجتماعی به چه اطلاق می شود. نظر کردن به بحث های مربوط به اینکه فمینیسم چیست جایگاهی برای دیدن اینکه چگونه ارجاعات فمینیستی جایگاهی برای مباحث فلسفی بوجود می آورند، فراهم می آورد. بخصوص که این ارجاعات با دنیایی که ما می شناسیم تقابل پیدا می کنند.

2 – فمینیسم چیست؟

2.1 – عقاید فمینیستی و جنبش های فمینیستی

اصطلاح "فمینسیم" موارد استفاده ی متفاوتی دارد و معنای آن اغلب مورد اختلاف است. برای مثال، برخی نویسندگان از اصطلاح "فمینیسم" برای ارجاع دادن به جنبش سیاسی معینی در تاریخ آمریکا و اروپا استفاده می کنند و برخی دیگر برای ارجاع دادن به باورهای مربوط به بی عدالتی های مربوط به زنان، هر چند که توافقی بر سر ارائه ی فهرست دقیقی از این بی عدالتی ها وجود ندارد. با اینکه سابقه استفاده از اصطلاح "فمینیسم" در زبان انگلیسی به جنبش های زنان از اواخر قرن 19 میلادی تا کنون باز می گردد، باید میان ایده ها و باورهای فمینیستی و جنبش های سیاسی تفاوت قائل شد، چرا که حتی در دوره هایی که جنبش ها و حرکت های سیاسی مهمی در مورد انقیاد (9) زنان وجود نداشته است کسانی بوده اند که به موضوع عدالت(10) برای زنان توجه نشان داده اند و برای تئوریزه کردن آن کوشیده اند. برای همین مثلا بی معنی نخواهد بود اگر سوال کنیم آیا افلاطون با توجه به دیدگاهش در مورد تربیت زنان برای حکمرانی (جمهور- کتاب پنجم) فمینیست بوده است؟ با وجود اینکه او در این زمینه یک استثناء بوده است.
(تاونا 1994).

هدف ما بررسی تاریخ فمینیسم بعنوان مجموعه ای از آراء یا جنبش های سیاسی نیست، بلکه هدف، بیشتر ترسیم موارد استفاده اصلی از این اصطلاح برای کسانی است که علاقمند به دانستن درباره ی فلسفه فمینیستی معاصر هستند. مراجعی که ما در زیر ارائه می دهیم فقط نمونه ی کوچکی از کارهای در دسترس درباره ی این مبحث هستند. کتابنامه های کاملتر در آخر هر ورودی مشخص قرار دارند.

در اواسط قرن نوزدهم میلادی اصطلاح "فمینیسم" برای توضیح "شایستگی های جنس مونث"(11) بکار می رفت و فقط از سال 1892 در اولین انترناسیونال بین المللی زنان در پاریس بود که این اصطلاح در زبان انگلیسی به طور منظم در مورد آراء و عقاید درباره ی حقوق برابر زنان بر اساس برابری حقوق دو جنس و حمایت فعال از این حقوق بکار رفت. با اینکه کاربرد اصطلاح "فمینیسم" در زبان انگلیسی ریشه در بسیج زنان در اروپا و آمریکا برای بدست آوردن حق رای در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دارد، اما کوشش برای رسیدن به برابری حقوق زنان پیش از این دوره و پس از آن هم ادامه داشته است. برای همین برخی این روش را سودمند می دانند که جنبشهای زنان در آمریکا را بصورت چند "موج" در نظر بگیرند. در مدل موجی، مبارزه برای دستیابی به حقوق سیاسی اساسی در دوره ی زمانی از میانه قرن نوزدهم تا تصویب متمم نوزدهم قانون اساسی در سال 1920 (که طبق آن زنان دارای حق رای شدند) بعنوان اولین موج فمینیسم محسوب می شود. فمینیسم که در دوره ی میان دو جنگ جهانی اول و دوم تا حدودی خاموشی گرفته بود، دوباره در اواخر سالهای 1960 و اوایل 1970 زنده شد و بعنوان موج دوم فمینیسم در نظر گرفته می شود. در این موج دوم، فمینیست ها از تلاش برای کسب حقوق سیاسی فراتر رفتند و به مبارزه برای برابری حقوق در عرصه های دیگر زندگی اجتماعی، از جمله آموزش، محیط کار و در خانه پرداختند. دگرگونی های تازه در فمینیسم موجب پدید آمدن "موج سوم" شده است. انتقاد موج سوم فمینیسم از عدم توجه موج دوم به تفاوتهای میان زنان در رابطه با نژاد، قومیت، طبقه، ملیت و دین بر می گردد و بر "هویت (12)" بعنوان یک صحنه ی رویارویی میان جنس گونگی ها (13) تاکید می کند.

با این حال، برخی از محققین فمینیسم با این نوع هویت بخشیدن به فمینیسم بوسیله ی حرکت ها و جنبش های سیاسی مخالفت می کنند. بر این پایه که این نوع تعریف بدست دادن از فمینیسم، واقعیت مقاومت در برابر تسلط جنس مرد را که همواره در طول تاریخ و در عرصه ی فرهنگ های مختلف وجود داشته است تحت الشعاع قرار می دهد. بعنوان مثال، فمینسیم محدود به چند زن (سفید پوست) در غرب از قرن گذشته تا حال نمی شود. بیشتر از این، حتی با توجه نشان دادن به تلاشهای نسبتا جدید مقاومت در برابر تسلط مردان در اروپا و آمریکا، تاکید روی "اولین" و "دومین" موج فمینیسم، مقاومت بر علیه تسلط جنس مرد در سالهای میان 1920 و 1960 ومقاومتِ خارج از جریانهای غالب سیاسی را که عمدتا توسط زنان غیر سفیدپوست و زنان طبقه کارگر انجام گرفته نادیده می گیرد.

یکی از راههای حل این مشکل، تعریف فمینیسم بعنوان مجموعه ای از آراء یا عقاید است تا شرکت در این یا آن جنبش سیاسی. همانطور که در بالا دیدیم، اینگونه تعریف بدست دادن همچنین موجب شناخت جایگاه این یا آن متفکر فمینیست هم که در زمان خودش مورد درک یا توجه قرار نگرفته می شود. ولی ما چگونه می توانیم فمینسیم را بوسیله ی مجموعه ای از آراء و عقاید تعریف کنیم؟ برخی پیشنهاد می کنند ما باید روی آراء سیاسی که فمینیسم در ظاهر می خواهد آنها را در بر بگیرد تکیه کنیم، مانند تعهد به مبارزه برای حقوق برابر برای زنان. این روش تایید می کند که حمایت از حقوق برابر زنان تنها به "جنبش آزادی زنان در غرب" محدود نمی شود. ولی این روش هم موجب مباحثه و جدل است چرا که فمینیسم را در چارچوب کلّی و با برداشتی لیبرال از زندگی سیاسی و اقتصادی تعریف می کند. با اینکه شاید بیشتر فمینیست ها بر سر نوعی معنی "حقوق"(14) توافق داشته باشند که برابری این "حقوق" برای زنان شرط لازم پیشرفت فمینیسم است، اما این هنوز کافی نیست. این کافی نبودن بخاطر اینست که ستمی(15) که در زیر سلطه ی جنس مرد بر زنان می رود بندرت منحصر به محدودیت های سیاسی و قانونی "حقوق" بوده است. این ستم بر زنان، به ساختار جامعه و فرهنگ بسط پیدا نموده و درخودآگاهی ما نفوذ کرده است.

پس اصلا پرسش برای دادن تعریفی از فمینیسم موضوعیتی دارد؟ توجه به بحث و جدل هایی که روی موضوع فمینیسم جریان دارد و مرزبندی های سیاسی که یک جنبش اجتماعی در آن تعریف می شود، گاهی ما را به این فکر وا می دارد که بهترین کار، دسته بندی مجموعه ای از مفاهیم جداگانه است که آراء مختلف فمینیستی را در بر بگیرند. با این همه و در همین حال، هم از نظر فکری و هم از نظرسیاسی سودمند است که چارچوبی برای نکات مورد توافق یا اختلاف داشته باشیم. ما در اینجا برای شروع برخی از عناصر اساسی فمینیسم را بعنوان یک جایگاه سیاسی و همچنین مجموعه ای از آراء در نظر می گیریم.

بخش دوم این مطلب را از اینجا بخوانید>>>

________

1- Topics
2- Commitment
3- Sexism
4- Self
5- Sexuality
6- Normative and descriptive components
7- Diversity
8- Claims
9- Subordination
10- Justice
11- The qualities of females
12- Identity
13- Gender
14- Rights
15- Oppression


ما این مطلب را از سایت زنان ایران به امانت گرفته ایم

 http://www.womeniniran.net/index.php

منبع اصلی:
http://plato.stanford.edu/archives/fall2005/entries/feminism-topics

 
 

http://www.sarapoem.com ............... نظرات  شما  ............ E.mail: m_h_bahramian@yahoo.com