با کلیک بر روی این قسمت، به خانه سارا شعر بروید about me

به سایت سارا شعر خوش آمدید

ادبیات عرفانی

.
 

زهد و تقشف رایج در بین مسلمانان ، از وقتی مبنای نخستین تجلی تصوف و عرفان واقع گشت كه از صورت خوف از جحیم و شوق به نعیم خارج شد و به صورت اعراض از متاع دنیا به قصد تقرب به وجه مولی درآمد و بدین گونه با پدیده محبت كه در قرآن كریم هم اشارت " یحبهم و یحبونه " ( مائده /5/54 ) مربوط به آن بود ، ارتباط یافت . در بین نخستین نسل از زهاد این عصر كه پشمینه پوشی به عنوان نوعی شعار ضد تجمل در بین آنها متداول بود ، حسن بصری نماینده زهاد معترض بر تنعم عصر ، و رابعه عدویه نماینده زهد مبنی بر توجه به وجه حق به شمار آمد و از اینجاست كه گفته اند : عنصر محبت ـ عشق الهی ـ را رابعه عدویه وارد تصوف كرد . تأكید رابعه بر لزوم حصر عبادت حق به محبت معبود بود كه به عشق در كلام صوفیه مجال ظهور داد و آنچه اعراض از متاع دنیا خوانده می شد ، تدریجاً از حالت معامله كه توقع اجر برای عمل و انتظار مثوبات برای عبادت بود بیرون آمد و صوفیه كه عبادت و طاعت برای آنها مبنی بر عشق به وجه اللـه شد ، به عبادت زهاد رسمی به نظر نوعی معامله نگریستند و طریق اهل تصوف از طریق اهل تقشف جدا شد . بدین گونه ، طریقت كه راه و روش صوفیه بود ، از مجرد شریعت كه اهل تشقف فقط بر مبنای آن سلوك می كردند تمایز پیدا كرد . نخستین نسل زهاد صوفیه كه در عصر خویش یا اندكی بعد به نام صوفیه خوانده شدند، از طرح و بحث مسائل خاص اهل كلام هم كه مبنی بر برهان بود ـ و آنها را به هر نحوی درگیر كشمكشهای سیاسی و اعتقادی عصری می كرد ـ و از اعراض كلی از متاع دنیا و پرهیز از وسوسه بازگشت بدان مانع می آمد ، دوری گزیدند. لاجرم نیل به یقین در مورد خدایی را كه برای آنها موضوع طاعت ، عبادت و عشق بود ، نیز در تأملات قلبی جست وجو كردند و رهایی از وساوس و هواجس ناشی از تأثیر رایج در علم عصر را هم وسیله ای برای رهایی از بازگشت به كشمكشهای مربوط به متاع دنیا تلقی كردند . برای آنها عشق كه هیچ گونه چون و چرایی را بر نمی تافت ، برعقل كه موجب تحریك وسوسه و شبهه و شك می شد ، بیشتر مایه اعتماد بود و برای آنكه سلوك آنها در طریقت ، از هرگونه وسوسه در امان بماند ، با امعان نظر در قرآن و حدیث كوشیدند تا سلوك الی الله را كه هدف و غایت قلب و عشق آنها بود ، بر اساس اموری كه برخلاف سلوك اهل علم به كلی از شائبه شك و تردید خالی باشد ، بنا نهند ؛ اما هرچند آنها نیز مثل اهل علم غایت سلوك خود را نیل به حقیقت خواندند، بین آنها و ارباب علم رسوم این تفاوت وجود داشت كه نزد آنها راه حقیقت از منازل زهد و عبادت و عشق و تسلیم می گذشت و برخلاف آنچه نزد اهل علم و اصحاب مجرد شریعت رایج بود، دچار وسوسه دلیل و برهان و سفسطه و مغالطه و جدل نمی گشت و لاجرم نزد آنها ایمن تر و مطمئن تر از راه علم به نظر می رسید .

 

 
 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ