هر هفته با یک شاعر جوان

این هفته

هاشم کرونی

شاعر ، منتقد و روزنامه نگار

http:korouni.blogfa.com

 

.........................

هاشم كروني/ شاعر/ نويسنده / روزنامه نگار/ آثار منتشر شده : ضریح خاک - داستان - 1379/ ترنم باران و پرنده - داستان - 1380/ گردآوری شعرجوان فارس 1382/ کلوزآپ از باب اول کتاب مقدس - شعر - 1383 و ده ها مقاله سیاسی و اجتماعی و ادبی در رسانه های مختلف / شیراز / صندق پستی 1334-71555

هاشم کرونی از چهره های آشنای شعر جوان فارس و کشور از سال ها پیش ، فعالیت های ادبی خود را در زمینه های مختلف ادبی و مطبوعاتی آغاز کرده و آثار ارجمندی را در زمینه شعر ، داستان ، نقد و مقالات سیاسی ، اجتمایی و ادبی به دوستداران فرهنگ و ادب تقدیم داشته است. همکاری مداوم او با مطبوعات استان و کشور ، خصوصا فعالیتهای چشمگیر وی در مجله گرانسنگ عصر پنجشنبه ، کرونی را به عنوان یک  منتقد و نویسنده خوش فکر و خوش قریحه ، به جامعه ادبی کشور معرفی کرد. کرونی همچنین به عنوان یکی ازفعالان عرصه ادب استان ، در برگزاری بسیاری از همایش ها و کنگره های ادبی  حضوری مداوم و تاثیر گذار داشته است که از آن میان به موارد زیر می توان اشاره کرد : کنگره شعر و قصه جنوب کشور/ همایش انجمن های ادبی استان / همایش های ادبی پارس / شب های شعر عاشورا و یاس در دوره های مختلف برگزاری / برگزاری ده دوره ازهمایش های ماهانه شعر فردا / همایش سایه سپیدار و دیگرهمایش های حوزه هنری فارس  / و .....

وی همچنین در چندین سال متوالی مسوولیت انجمن ادبی باران را به عهده داشته و در راستای اهداف این انجمن ، با تشکیل حلقه ادبی بارون ، زمینه را برای رشد و شکوفایی شعر استان بیش از پیش فراهم ساخته است. وی اگرچه در دو حوزه ی شعرکلاسیک و آزاد آثارقابل توجهی ارائه کرده است اما در سالهای اخیر، ذهن خلاق خود را بیشتر بر گونه ای شعر متفاوت معطوف داشته و خصوصا نظرات خود را در این باب  در وبلاگ های مختلف خود ، بویژه  دو وبلاگ باروووون و غزل متفاوت ارائه نموده است.

 در پایان، ضمن ارج نهادن به فعالیتهای ارزشمند و خدمات شایسته این عزیز، برای ایشان و همسر گرامی شان خانم طیبه نیکو سعادت ، سربلندی ، و توفیق روز افزون آرزومندیم. بخشی از اشعار هاشم کرونی در این مجال تقدیم می گردد. دیگر اشعار، مقالات و مصاحبه های ایشان را نیز میتوانید از طریق لینک هایی که در پایین همین صفحه ذکر شده است دریافت دارید. ما را از نظرات ارزشمند خود محروم نفرمایید.

   برگزیده اشعار

 

کلوز آپ از باب اول کتاب مقدس


زمان گذشت وگذشت از برابرم آن زن
زمين نگشت ونچرخيده بی زن وبی من
من از زمانه ی آهن قراضه می آيم
زن از حوالی شبهای سرد وبی روزن

مثلا هزار سال بعد
روی تپه هايی که باستان شناسی پير
شکسته های آينه ای را که سرخی لبهات
می چکد از لابلای دستهاش...
بانو !
بر تپه ای سوخته شيراز را می جويند
ونسيمی که از لابلای موهات
از لابلای برگهای مو
تا مو کز سوته دلانم چون سرک کشیده اند
[فلاش بک-سکانس بعد]
میان ما دو نفر کلمه ای ست از کلمات
میان ما نفسی مانده تا خدا بودن
وعشق نقطه آغاز های بی فرجام
که شعله ور شده از آن تمام هستی زن
(راستی گفتم زن؟)
در آغاز فقط تو بودی ومن
(گفتم زن؟)
در آغاز من فقط بره گمشده ای بودم
کز دنده های چپت آفريدی ام بانو
حالا هزاران هزار سال است تا نمی دانم در چشمهای کدام زيبا می خندی
که استخوانم را از تپه های سوخته می کشد( بيرون-خارجی روز)
پایین
پایین
پایین تر
[کلوز آپ از صورت باستان شناس پیر]
((خستمه/ تنم تیر میکشه از بس دنبالت گشتم واستخوون پیدا کردم/ دنبال عکسی که بوی تنت می داد /هرچی گشتم تو تیر مرداد شهری.../شهری سوخته که زیر پاهام له شده))
[کات سکانس سه]
سه روز رفته واما هنوز مصلوبم
نمانده بر تن من غیر بوسه هاش کفن
نفس نفس زلبم سرب داغ میروید
تبر تبر زرگ وریشه ی دلم آهن

یاسین
یاشین
یا هر چه الفبا کز گونه هات میشود جاری
از تپه ها
از فیلم عکاسی
وآیه ها که شلال موهاتند
سبوح القدوس که دوستت دارم
وسالهاست منتظر ظهورت
توی تاریکخانه ی عکاسی
یاسین
یا...
 


ترانه هاي اورشليم1


از کرانه های غربی دامنت
تازیتونزار های اورشلیم
کلمه - سنگ
از جغرافیای گوشه ی لبهات
دوستت دارم
پرت می کند
طول وعرض مقدس دستهات
سبزی باغهای حیفاست
زنانگیت
عریان ترین معجزه رسالتی است که بر دستهام نهادی
ای نان و ای شراب لبهات سهم من
 


ترانه هاي اورشليم4
 

مانافبر شده بودیم
با دختران زیتونی
ریحانه های اریحا
هرچه بلندی جولان اسبهاتان
موهایتان کمند
ای دختران ساده ی صحرا

 


گزارش

صبح ملال آور زمستان را تايپ كن
نسكافه را تايپ كن
خانم منشي
با سينه هايي نه چندان برجسته
شهوت كلمه ها را در چاك پيراهنش پنهان مي كند
موتور سوارها بار كلمات را در خورجين هاي رنگ و رو رفته شان
و سينه هاي خس گرفته
عكس هاي ميدان آزادي را به پياده رو ها تف مي كنند
سلام صبح رنگ و رو رفته ي شيراز
سلام كاغذها و قيچي ها
كه همه ي خط هاي موازي
در تلاقي شما از هم مي گذرند
و در تق تق رايانه ها
حروف رنگ و رو رفته ي سلام
روي متن ها رژه مي روند
" : به گزارش چشم هات/ دو رشته موي گره كرده / يكريز كرده اند روي گونه هات / سينه هات مجمع الجزاير پروانه هاي پيله تركانده / و سربازان آريايي اين صبح زمستاني/ سرنيزه هاشان بوي شهوت سنگ شده مي دهد/"
تايپ كن دخترك لاغر
حرف ها را كنار هم بچسبان
من سردم است
و هيچ وقت نمي خواهم گرد شوم
 


عاشقانه ی هزار و یک

سياهی پشت پلکهات را پاک کن
کسی از خانه های پيراهنت سيب نخواهد دزديد
وعابری زير سايه ات نخواهد نشست
طعم ميوه هيچ باغی
از گوشه لبهات جاری خواهد شد
عشق
از لابلای دکمه های پيراهنت
روسری ات را بردار
بگذار موهات باد را پريشان کند
 


عاشقانه هزار وسه

 

ميان اين همه کلمه که در آغاز نبود وتو بودي

عطر کدام روسري مدهوش توست

کلمه ها راه مي روند

حرف مي زنند

عاشق مي شوند

ودر ناکجاي جغرافياي لبهات گم مي شوند

زني به هيات کلمه از گوشه ي لبهام راه مي افتد

و همه ي هجاها را با خود مي برد

واژه هاي مرتعش

از سرزمين شير وشعر و عسل جاري مي شوند

عطر کدام روسري مدهوش توست

 

 

برای آشنایی بیشتر با هاشم کرونی و مطالعه ی آثار و دیگر اشعار وی

  لینک های زیر در اختیار شماست:

شعرهای آزاد و کلاسیک

 مقالات

گفتگوها

 فتوبلاگ

وبلاگ باروووون

 رادیوبارووووون

 

 

شاعران هفته های پیش:

عبد الرضا کوهمال

طیبه نیکو

فاطمه حق ورديان

غلامحسین انصاری

فاطمه شمس


چهره های آشنای بعد از فروغ

 


http://sarapoem.persianblog.com ................................ نظرات شما  ....................... E.mail: m_h_bahramian@yahoo.com