|
|
|
![]() |
||||
|
|
هر هفته با یک شاعر جوان |
|||||
|
|
||||||
|
|
||||||
|
|
|
|
||||
|
|
||||||
|
http://nimdaayereh.persianblog.com فاطمه شمس 22 سال دارد و ساکن تهران است . مشهد رضوی زادگاه اوست و دوران کودکی و نوجوانی را در این شهر نورانی گذرانده است. هفت سال از بهاران عمر خود را در تغزل و مکاشفه به شعر و شاعری پرداخته و حاصل این لحظات عزیز دفتر شعری است در قالبهای مختلف خصوصا غزل که بزودی به چاپ خواهد رسید. وی فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی است و مدرک خود را از دانشگاه تهران اخذ نموده است.احساس قوی در کنار تصویر آفرینی های قابل تامل و زبانی که در تجربه سالها به آن دست یافته است به اشعار او جلوه ای خاص بخشیده است.طرح مباحث اجتمایی و بررسی آن در حوزه تفکر و اندیشه شعر او را از تغزل های احساساتی دور ساخته و به شعری اندیشه ور و پر احساس بدل ساخته است. با اینهمه او خود را در آغاز راه می بیند و برای دست یافتن به قله های رفیع سخن بیش از پیش تلاش می کند . برای این شاعر جوان و همه شاعران خطه خراسان بزرگ سلامتی ، پیروزی و توفیق روز افزون آرزومندیم.در پایان غزلیاتی از این عزیز را تقدیم می داریم بدان امید که ما را از نظرات و راهنمایی های ارزشمند خود بهره مند سازید |
||||||
|
|
||||||
|
رو به اتمام ديگر همه چيز رو به اتمـام است يك فصل ، گريز رو به اتمام است آخـر ســر قصه يـك كــلاغ پـير با نــاله ي ريـز رو به اتمـام است كـابــوس دروغ چـشـم هاي تـو با يك تـب تيـز رو به اتمـام اسـت موضوعـيتم به مرگ مختوم است پــرواي ستيـز رو به اتــمام است دفتـرچـه ي خــاطـرات پـوسيــده بر سينه ي ميز روبه اتـمام است " از عـمق وجـود دوستـت دارم " اين شـايعه نيز رو به اتمام است ديــگر من و شعر و قصـه ي پاييز ديگر هـمه چيز رو به اتمام است
به جهنم تـو مـــال من و بـاقـــی دنیا به جهنـــــــم با روح تــرک خــورده مــدارا به جهنـــــــم دست من و سیب تو و این وسوسه خام افسـانــه ی کال من و حوا به جهنــــــــم از معصـیت ماست کـه در بند تو ماندیـــم ورنــــه که تـو و سایه طوبی به جهنــــــم درگیـر بهشــت و تو و از دست خودم وای اصلا ولـمان کن همه ی ما به جهنــــــــم در گوش کـــــرم داد زدی مــن نشـــنیدم گفتی که توی عـاشق شیدا به جهنــــم دیگـــر من و تو ، آدم و حــــوا و بهشـــتِ پر از اگـــــــر و آخـــــر و امـا به جهنـــــــم انگــــــار جـز انکـــار تو راه دگری نیســـت اثـــــبات تـو و ختـــم غزلـها به جهنـــــــم دیگـــر پـــرم از عقـــده ی تکــــرار ردیفـم بابا به جهنــم ، به جهنـــم ، به جهنــم !
بانوي غزلهاي من بانـــوی خــوش تراش غــزلهای من برقص مستم من امشب و تو بيا جای من برقص گرمـم حرارت غزل است اين به جــای تب هــذيان عــاقـلانه و گــويــای مــن برقــص اينجا که نيست شور ســرابی تو آب شـو لب بر لبم دوبــاره مسیــحـای من برقــص چــرخی بـزن که پــخش شود بوی دامنت در پـرده های وسوسه ، حـوای من برقص بگـــذار دســت وحــشی باد از تــو بگـذرد برگيرد از تو جــامه و شــولای مـن برقــص انـــدام خــاکی تـــو و لــب های گــرم من عريـان و مست و پاک به فتوای من برقص درحــالــتـی که تـک به تکی با تـنم بخوان يک لحظه در خيال ، هــمــآواي من برقص وای ، ای زمين گنگ ، سکـون را اراده کن ای آســمان ، ببار و همــپای مــن برقــص تعبـــير شد ضــمير غزل ، مستند شدم اينـــک شما به جـای معمای من برقص
سكانس
سكانس يك ، نه شب ، قتل مضـحک یک زن و چــــارپــایه ی چـــوبی ، طــــناب در گــردن در امتــــــــداد نگــاهش که باز مــــانده به در نمـــــرده بود هنـــوز اضــطراب از مــردن ســکانــس دو ، نخ سیگار و حلـقه های دود و بوی عطر زن است این ، گمـان کنم بیـــژن دو قـاب عکس که انگــار سایه های مــن است و انــعــــکاس تــنی بـی حجـــاب و پیــراهــن سکانس سه، پرسانسور دراین میان گم شد چقـــدر حــس غــریبی ست مثــل زن بــودن شکــسته پایه ی چوبین (( بارت )) در قفسـه هــــــجوم پــست مـــدرن و کتــابـهای خفـن (( کتــاب فلـسفه با ژسـت عاقلانـه ی پوچ )) و التــــــــذاذ دروغیـــن هایـــدگـــــر در مـــن تو ناتمـــــــــام ، کتاب های غرق در خــلسه و قیــــــل و قــــال غـــزل ، مثـل آب در هاون
|
||||||
|
|
||||||
| نظرات شما | ||||||
|
|
شاعران هفته های پیش
|
|||||
|
http://sarapoem.persianblog.com ............... comments ............. E.mail: m_h_bahramian@yahoo.com |
||||||
|
|
|
|
||||